رسم عاشق کشی
رسم دنیا این است نباید گله ای کرد
در من تنهایی است به دنبال هم نفسی که بداند عشق چیست جایگاه عاشق کجاست ولی ندیدم کسی دراین دنیا هرچه دارم از تودارم اي همه دار و ندارم بعید نیست سرم را غزل به باد دهد و آبروی مرا در محل به باد دهد بعید نیست و بگذار هرچه میخواهد قبیلهام به دروغ و دَغَل به باد دهد زبان سرخ و سرِ سبز و چند نقطه...، مرا دوصد کنایه و ضربالمثل به باد دهد قفس چه دورهی سختیست، میروم هرچند مرا جسارت این راهِحل به باد دهد چهقدر نقشه کشیدم برای زندگیم بعید نیست که آن را اجل به باد دهد طوفان شدو آشيانه ام را انداخت از روي لبم ترانه ام را انداخت پيراهن شادي مرا باخود برد پائيز درخت خانه ام را انداخت بگذار برای خانه راهی بکشم در خلوت شبهای تو ماهی بکشم بغضی سرطانی شده در حنجره ام تصمیم گرفته ام که آهی بکشم من به رسم زندگی عادت ندارم همزبون اینجا جاده ته نداره ، هم نفس با من بمون تو بدون این قصمون بارونیو بارونیه همنفس همت کنو این شعرو تا آخر بخون جاده ای که فکر میکردیم به رسیدن میرسه چطوری ما رو کشونده به بیابون خزون بشکن و ناله بزن محبوب بارونی من تو بری من میشمو یک آسمون غرق خون تو بیا بارون شو و آروم ببار رو این کویر تو بتاب خورشید من رو لاله های واژگون نمی بینی زمستونو ببین شهرت چه داغونه عزیزم چشماتو وا کن هنوزم زنده ای یا نه کلاغا روزو شب کردن شبه اما نمی مونه حقیقت رو تماشا کن هنوزم زنده ای یا نه لباس تک سوارامون هنوزم رنگی از خونه دلت رو خیس دریا کن هنوزم زنده ای یا نه دروغو راست میدونی دلم از این پریشونه بیا با حق مدارا کن هنوزم زنده ای یا نه با این خدا هیچ آدمی تنها نمیشه هیچ آدمی زندونی غمها نمیشه با اینکه این دنیا پر از نیش و کنایست هیچ آدمی ویرونه ی دنیا نمیشه با این خدا ، دل تو زمستونم بهاره بی دل شدم ، بازم یه جاییم بیقراره دل کو بباره کو بیاره یاد بارون آه ای خدا دل عمریه تو انتظاره با این خدا ، غم تو دلم ، جایی نداره غیر از خدا ، دل فکر و رویایی نداره غیر از خدا ، حتی اگه صد بار دیگه از من بپرسی میگم آقایی نداره باورم نمیشود که فراموشم کرده باشی نگو که مرا از یاد برده ای من به امید نیم نگاهی از گوشه چشمت زنده من که تمامی غزل هایم را برای تو سروده ام چگونه تصور کنم تو کلامم را نمیشنوی تو را به فریاد های العطش صحرای کربلا قسم تنهایم مگذار مگر نه این است که خود گفته ای مرا بسیار یاد کنید من که در تمامی حالاتم بی یاد تو نبوده ام بی یاورم گذاشته ای ؟ کمکم کن . کمکم کن من که جز تو فریاد رسی ندارم ای غیاث المستغیثین .
جذاب ترين كلمه "آشنايي" است. پاكترين كلمه "وجدان" است. تلخترين كلمه "جدايي" است. زشترين كلمه "خيانت" است. سخت ترين كلمه "تنهايي"بد ترين كلمه "بي وفايي " است کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم چرا به من شک میکنی من که منم برای تو لب ریزام ازعشق تو و سرشارم از هوای نو دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم حق حقمو گریه نمیکنم نرو آه نمی کشم بشین حرف نمی زنم بمون بغض نمیکنم ببین سفر نکن خورشیدکم ترک نکن من و نرو نبودنت مرگ منه راهی این سفر نشو نزار که عشق من و تو اینجا به اخر برسه بری تو و مرگ منم از رفتن تو سر می رسه با من غريبگي نكن با من كه درگير توام بي هوا بدون مقصد سمت طوفان تو ميرم من را درگير خودت كن تا كه آرمش بگيرم با من غريبگي نكن با من كه درگير توام چشمات را از من بر ندار من مات تصوير توام
چشمات را از من بر ندار من مات تصوير توام
| Design By : Night Skin |



